غزل · سیف فرغانی
غزل شماره ۶۹ - ای ز زلفت حلقه ای بر پای دل...
1
ای ز زلفت حلقه ای بر پای دل
گر درین حلقه نباشد وای دل
2
هر که را سودای تو در سر بود
در دوکونش می نگنجد پای دل
3
غرقه گرداب حیرت از تو شد
کشتی اندیشه در دریای دل
4
آن سعادت کو که بتوانیم گفت
با تو ای شادی جان غمهای دل
5
نه دلم را در غمت پروای من
نه مرا در عشق تو پروای دل
6
رفته همچون آب در اجزای خاک
آتش عشق تو در اجزای دل
7
چون غمت را غیر دل جایی نبود
هست دل جای غم و غم جای دل
8
هر دو عالم چیست نزد عارفان
ذره ای گم گشته در صحرای دل
9
سیف فرغانی چو حلقه بسته دار
جان خود پیوسته بر درهای دل