غزل · سیف فرغانی
غزل شماره ۷۱ - چو بیند روی تو ای نازنین گل...
1
چو بیند روی تو ای نازنین گل
کند بر تو هزاران آفرین گل
2
تو با این حسن اگر در گلشن آیی
نهد پیش رخت رو بر زمین گل
3
اگر بلبل کند ذکر تو در باغ
ز نامت نقش گیرد چون نگین گل
4
چو از ذکر لبت شیرین کند کام
شود در حلق زنبور انگبین گل
5
گلی تو از گریبان تا به دامن
بهر جانب بریز از آستین گل
6
اگر در خانه گل خواهی به هر وقت
برو آیینه برگیر و ببین گل
7
ندارد باغ جنت همچو تو سرو
نباشد شاخ طوبی را چنین گل
8
به رنگ و بو چو تو نبود که چون تو
خط و خالی ندارد عنبرین گل
9
اگر با من نشینی عیب نبود
که دایم خار دارد همنشین گل