کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۳ - گر کسی را حسد آید که تو را می نگرم...

1

گر کسی را حسد آید که تو را می نگرم

من نه در روی تو، در صنع خدا می نگرم

2

من از آن توام و هر چه مرا هست توراست

روشن است این که به چشم تو، تو را می نگرم

3

خصم گوید که روا نیست نظر در رویش

من اگر هست و اگر نیست روا، می نگرم

4

تشنه ام، نیست شگفت ار طلبم آب حیوه

دردمندم، نه عجب گر به دوا می نگرم

5

نور حسنی ست در آن روی، بدان ملتفتم

من در آن آینه از بهر صفا می نگرم

6

روی زیبای تو آرام و قرار از من برد

من دگر باره در آن روی چرا می نگرم

7

هر طرف می نگرم تا که ببینم رویت

چون تو در جان منی من به کجا می نگرم

8

به حیات خودم امید نمی ماند هیچ

چون به حال خود و انصاف شما می نگرم

9

مدتی شد که به من روی همی ننمایی

عیب بخت است نه آن تو چو وامی نگرم

10

سیف فرغانی در غیر نظر چند کنی

گل چو دستم ندهد ز آن به گیا می نگرم

11

ور میسر نشود دیدن رویت چه کنم

«می روم وز سر حسرت به قفا می نگرم»

متن شعر کپی شد.