کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۴ - تا نقش تو هست در ضمیرم...

1

تا نقش تو هست در ضمیرم

نقش دگری کجا پذیرم

2

آن هندوی چشم را غلامم

و آن کافر زلف را اسیرم

3

چشم تو به غمزه دلاویز

مستی است که می زند به تیرم

4

ای عشق مناسبت نگه دار

او محتشم است و من فقیرم

5

صدسال اگر بسوزم از عشق

و این خود صفتی است ناگزیرم،

6

باشد چو چراغ حاصلم آن

کاخر چو بسوختم بمیرم

7

گر عشق بسوزدم عجب نیست

کو آتش تیز و من حریرم

8

شمعم که به عاقبت درین سوز

هم کشته شوم اگر نمیرم

9

در گوش نکردم از جوانی

پندی که بداد عقل پیرم

10

برخاسته ام بدان کزین پس

«بنشینم و صبر پیش گیرم»

11

دل زنده به عشق تست غم نیست

گر من ز محبتت بمیرم

متن شعر کپی شد.