کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۰ - عشق تو زیر و زبر دارد دلم...

1

عشق تو زیر و زبر دارد دلم

وز جهان آشفته تر دارد دلم

2

پیش ازین شوریده دل بودم ولیک

این زمان شوری دگر دارد دلم

3

لاف عشقت می زند با هر کسی

زین سخن جان در خطر دارد دلم

4

دست در زلف تو زد دیوانه وار

من نمی دانم چه سر دارد دلم

5

عشق چون پا در میان دل نهاد

دست با غم در کمر دارد دلم

6

در حصار سینه تنگیها کشید

ز آن ز تن عزم سفر دارد دلم

7

تا مدد از روی تو نبود کجا

بار غم از سینه بردارد دلم

8

کمتر از خاکم اگر جز خون خویش

هیچ آبی بر جگر دارد دلم

9

دور کن از من قضای هجر خود

از تو اومید این قدر دارد دلم

10

نزد من کز سیم و زر بی بهره ام

ورچه گنجی پر گهر دارد دلم،

11

ملک دنیا استخوانی بیش نیست

کش چو سگ بیرون در دارد دلم

12

سیف فرغانی چو غم از بهر اوست

غم ز شادی دوستر دارد دلم

متن شعر کپی شد.