کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۰ - از پسته تنگ خود آن یار شکر بوسه...

1

از پسته تنگ خود آن یار شکر بوسه

دوشم به لب شیرین جان داد به هر بوسه

2

از بهر غذای جان ای زنده به آب و نان

بستد لب خشک من ز آن شکر تر بوسه

3

ای کرده رخت پیدا بر روی قمر لاله

وی کرده لبت پنهان در تنگ شکر بوسه

4

مه نور همی خواهد از روی تو در پرده

جان راز همی گوید با لعل تو در بوسه

5

نزد تو خریداران گر معدن سیم آرند

ای گنج گهر ز آن لب مفروش به زر بوسه

6

ای قبله جان هر شب بر خاک درت عاشق

چون کعبه روان داده بر روی حجر بوسه

7

چون جوف صدف او را پر در دهنی باید

و آنگاه طلب کردن ز آن درج گهر بوسه

8

خواهی که شکر بارد از چشم چو بادامت

رو آینه بین وز خود بستان به نظر بوسه

9

چون خاک سر کویت آهنگ هوا کرده

بر ذره به مهر دل داده مه و خور بوسه

10

هر جا که تو برخیزی از پای تو بستاند

زنجیر سر زلفت چون حلقه ز در بوسه

11

لطفت که چو اندیشه حد نیست کنارش را

از روی تو انعامی دیدیم مگر بوسه

12

سیف ار ز تو می خواهد بوسه تو برو می خند

کز لعل تو خوش باشد گر خنده و گر بوسه

13

گر پای رقیبانت بوسند محبانت

ترسا ز پی عیسی زد بر سم خر بوسه

متن شعر کپی شد.