کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۲ - ای که از سیم خام تن داری...

1

ای که از سیم خام تن داری

قامتی همچو نارون داری

2

در قبایی کسی نمی داند

که تو در پیرهن چه تن داری

3

تا نگفتی سخن ندانستم

که تو شیرین زبان دهن داری

4

تو بدان دام زلف و دانه خال

صد گرفتار همچو من داری

5

تو چنین چشم و ابروی فتان

بهر آشوب مرد و زن داری

6

زیر هر غمزه ای نمی دانم

که چه ترکان تیغ زن داری

7

در همه شهر دل نماند درست

تا چنان زلف پر شکن داری

8

زنده در خرقه های درویشان

چه شهیدان بی کفن داری

9

در فراق تو سیف فرغانی

می کند صبر و خویشتن داری

متن شعر کپی شد.