کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۲۹ - ای پسر از مردم زمانه حذر گیر...

1

ای پسر از مردم زمانه حذر گیر

بگذر ازین کوی و خانه جای دگر گیر

2

در تو نظرهای خلق تیر عدو دان

تیغ بیفگن، برای دفع سپر گیر

3

چون تو ندانی طریق غوص درین بحر

حشو صدف ممتلی به در و گهر گیر

4

چون تو نه آنی که ره بری به معانی

جمله جهان نیکوان خوب صور گیر

5

گر بجهد آتشی ز زند عنایت

سوخته دل به پیش او بر و در گیر

6

یار اگرت از نگین خویش کند مهر

نام ازو همچو شمع و مهر چو زر گیر

7

پای بنه بر فراز چرخ و چو خورشید

جمله آفاق را به زیر نظر گیر

8

باز دلت چون به دام عشق در افتاد

خیل ملک را چو مرغ سوخته پر گیر

9

مرغ سعادت به شام چون نگرفتی

دام تضرع بنه به وقت سحر گیر

10

جان شریف تو مغز دانه نفس است

سنگ بزن مغز را ز دانه بدرگیر

11

چون سر تو زیر دست راهبری نیست

جمله اعضای خویش پای سفر گیر

12

بگذر ازین پستی از بلندی همت

وین همه بالا و شیب زیر و زبر گیر

13

صدق ابوبکر را علم کن و با خود

تیغ علی وار زن، جهان چو عمر گیر

14

سیف برو جان بباز و نصرت دل کن

دامن معشوق را به دست ظفر گیر

15

عیب عملهای خویشتن چو ببینی

بحر دلت را چو علم کان هنر گیر

متن شعر کپی شد.