قطعه · سیف فرغانی
شماره ۵۴ - این قطعه را به دوست خود شیخ نور الدین فرزند شیخ محمود نوشت
1
با حسن چو لطف یار کردی،
ای جان بنگر چه کار کردی؟!
2
دل را به سخن گشاد دادی
دی را به نفس بهار کردی
3
با چاکر خرد خود بسی لطف،
ای صدر بزرگوار کردی
4
چون شعر رهی نهان نماند
فضلی که تو آشکار کردی
5
از وصل بریده بود امیدم
بازم تو امیدوار کردی
6
از نامه خود طویله در
در گردن روزگار کردی
7
چون دست عروس نامه ای را
از خامه پر از نگار کردی
8
زین نامه که دام مرغ روح است
چون من زغنی شکار کردی
9
از بهر جمال وصل خود باز
چشم املم چهار کردی
10
زین چند لقب که حد من نیست
بر مزبله در نثار کردی