کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱ - من که مشتاقم به جان برگشته مژگان تو را...

1

من که مشتاقم به جان برگشته مژگان تو را

کی توانم برکشید از سینه پیکان تو را

2

گر بدینسان نرگس مست تو ساغر می دهد

هوشیاری مشکل است البته مستان تو را

3

وعده فردای زاهد قسمت امروز نیست

بهر حور از دست نتوان داد دامان تو را

4

جز سر زلف پریشانت نمی بینم کسی

کاو به خاطر آورد خاطر پریشان تو را

5

ای دریغ از تیغ ابرویت که خون غیر ریخت

سالها بیهوده رفتم خاک میدان تو را

6

هرگز از جیب فلک سر بر نیارد آفتاب

صبح دم بیند اگر چاک گریبان تو را

7

دامن آفاق را پر عنبر سارا کنند

گر بر افشانند زلف عنبر افشان تو را

8

چشم گریان مرا از گریه نتوان منع کرد

تا به کام دل نبوسم لعل خندان تو را

9

آه سوزان را فروغی اندکی آهسته تر

ترسم آسیبی رسد شمع شبستان تو را

متن شعر کپی شد.