کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴ - میفشان جعد عنبر فام خود را...

1

میفشان جعد عنبر فام خود را

ببین دلهای بی آرام خود را

2

سپردم جان و بوسیدم دهانت

به هیچ آخر گرفتم کام خود را

3

به دشنامی توان آلوده کردن

لب شیرین درد آشام خود را

4

دلم در عهد آن زلف و بناگوش

مبارک دید صبح و شام خود را

5

در آغاز محبت کشته گشتم

بنازم بخت نیک انجام خود را

6

زبان از پند من ای خواجه بر بند

که بستم گوش استفهام خود را

7

ز سودای سر زلف رسایش

بدل کردم به کفر اسلام خود را

8

من آن روزی که دل بستم به زلفش

پریشان خواستم ایام خود را

9

به عشق از من مجو نام و نشانی

که گم کردم نشان و نام خود را

10

فروغی سوختم اما نکردم

ز سر بیرون خیال خام خود را

متن شعر کپی شد.