غزل · حافظ
غزل شماره ۱۷۲ - عشق تو نهال حیرت آمد...
1
عشق تو نهال حیرت آمد
وصل تو کمال حیرت آمد
2
بس غرقه حال وصل کآخر
هم بر سر حال حیرت آمد
3
یک دل بنما که در ره او
بر چهره نه خال حیرت آمد
4
نه وصل بماند و نه واصل
آن جا که خیال حیرت آمد
5
از هر طرفی که گوش کردم
آواز سوال حیرت آمد
6
شد منهزم از کمال عزت
آن را که جلال حیرت آمد
7
سر تا قدم وجود حافظ
در عشق نهال حیرت آمد