کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲ - وقت مردن پا نهاد آن شمع بالین مرا...

1

وقت مردن پا نهاد آن شمع بالین مرا

تا بخربندی ستاند جان غمگین مرا

2

دوش بوسیدم لب شکرفشانش را به خواب

کاش پنداری نبود این خواب شیرین مرا

3

خون آهوی حرم را در حرم خواهند ریخت

محرمان بینند اگر آهوی مشکین مرا

4

برکند از باغ بیخ نسترن را بی خلاف

گر ببیند باغبان آن شاخ نسرین مرا

5

چشم بد زان ترک یغمایی خدایا دور کن

کز نگاهی کرد تاراج دل و دین مرا

6

مصلحت این است کز رویش نپوشم چشم شوق

کز جهان پوشید چشم مصلحت بین مرا

7

گفتم از کار دل خود عقده کی خواهم گشود

گفت وقتی می گشایی زلف پرچین مرا

8

گفتم آیا نخل امیدم به بر خواهد رسید

گفت اگر در بر بگیری سرو سیمین مرا

9

گفت از خون فروغی دامنی آلوده کن

گفت باید بوسه زد دست نگارین مرا

متن شعر کپی شد.