کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰ - در قمار عشق آخر، باختم دل و دین را...

1

در قمار عشق آخر، باختم دل و دین را

وازدم در این بازی، عقل مصلحت بین را

2

فصل نوبهار آمد، جام جم چه می جویی

از می کهن پرکن، کاسه سفالین را

3

آن که در نظر بازی ، عیب کوه کن کردی

کاش یک نظر دیدی، عشوه های شیرین را

4

باد غیرت آتش زد، در سرای عطاران

تا به چهره افشاندی، چین زلف مشکین را

5

گر ز قد رخسارت، مژده ای به باغ آرند

باغبان بسوزاند، شاخ سرو و نسرین را

6

چون ز تاب می رویت از عرق بیالاید

آسمان بپوشاند، روی ماه و پروین را

7

در کمال خرسند، نیش غم توان خوردن

گر به خنده بگشایی آن دو لعل نوشین را

8

گر تو پرده از صورت، برکنار بگذاری

از میانه بر چینی، نقش چین و ماچین را

9

دفتر فروغی شد پر ز عنبر سارا

تا به رخ رقم کردی خط عنبرآگین را

متن شعر کپی شد.