کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۲ - ترک چشمش که مست و مخمور است...

1

ترک چشمش که مست و مخمور است

خون ما گر بریخت معذور است

2

کوی معشوق عرصه محشر

بانگ عشاق نغمه صور است

3

خسرو عشق چون به قهر آید

صبر مغلوب و عقل مقهور است

4

همه از زورمند در حذرند

من ز سرپنجه ای که بی زور است

5

با وجود بلای عشق خوشم

که ز بالای او بلا دور است

6

برنیاید به صد هزاران جان

از دهان تو آن چه منظور است

7

گر به شیرین لب تو جان ندهم

چه کنم با سری که پر شور است

8

من و بختی که مایه ظلمت

تو و رویی که چشمه نور است

9

می فروش از لب تو وام گرفت

نشنه ای که آن در آب انگور است

10

داستان فروغی و رخ دوست

نقل موسی و آتش طور است

متن شعر کپی شد.