کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۸ - شربتی در دو لعل جانان است...

1

شربتی در دو لعل جانان است

که خیالش مفرح جان است

2

از پی قتل مردم دانا

تیغ در دست طفل نادان است

3

می توان یافتن ز زخم دلم

کاین جراحت نه کار پیکان است

4

قتل گاهی است کوی او کان جا

زخم بیداد و تیغ پنهان است

5

دلم از ناله شعله در خرمن

چشمم از گریه خانه ویران است

6

سر زلفی چگونه گردد جمع

که از آن مجمعی پریشان است

7

چشم امید هر مسلمانی

پی آن چشم نامسلمان است

8

گر تو درمان درد عشاقی

درد الحق که عین درمان است

9

منع زاری مکن فروغی را

که گلت را هزار دستان است

متن شعر کپی شد.