کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۵ - شب جدایی تو روز واپسین من است...

1

شب جدایی تو روز واپسین من است

که ناله هم نفس و گریه هم نشین من است

2

میان گبر و مسلمان از آن سرافرازم

که زلف و روی تو آیات کفر و دین من است

3

به عرصه ای که درآیند خیل سوختگان

منم که داغ تو آرایش جبین من است

4

فتاده تا نظرم بر کمان ابروی تو

چه دیده ها که ز هر گوشه در کمین من است

5

از آن زمان که زمین بوس آستان توام

سر ملوک جهان جمله بر زمین من است

6

به تختگاه محبت من آن سلیمانم

که اسم اعظم تو نقش بر نگین من است

7

من آن وجود شریفم که در قلمرو عشق

کمینه خاک رهت جان نازنین من است

8

به شادی دو جهانش نمی توان دادن

غمی که از تو نصیب دل غمین من است

9

فروغی از شرف خاک آستانه دوست

تجلی کف موسی در آستین من است

متن شعر کپی شد.