کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۷ - در سینه دلت مایل هر شعله آهی است...

1

در سینه دلت مایل هر شعله آهی است

در سیم سفید تو عجب سنگ سیاهی است

2

جان از سر میدان تو بیرون نتوان برد

کز صف زده مژگان تو هر گونه سپاهی است

3

یک باره نشاید ز کسی چشم بپوشی

کاسوده دل از چشم تو گاهی به نگاهی است

4

فریاد که دل در سر سودای تو ما را

انداخت به راهی که برون از همه راهی است

5

گر شاهد درد دل عاشق رخ زرد است

در دعوی عشق تو مرا طرفه گواهی است

6

از خط تو مهر کهنم تازه شد امروز

نازم سر خطت که عجب مهر گیاهی است

7

چون خون مرا تیغ تو هر لحظه نریزد

کز عشق توام هر نفسی تازه گناهی است

8

هرگز نکشم منت خورشید فلک را

تا بر سر من سایه کج کرده کلاهی است

9

در کوی کسی عشق فکنده ست به چاهم

کز هر طرفش یوسفی افتاده به چاهی است

10

اندیشه ای از فتنه افلاک ندارد

آن را که ز خاک در می خانه پناهی است

11

گویند فروغی که مه و سال تو چون است

در مملکت عشق نه سالی و نه ماهی است

متن شعر کپی شد.