کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۹ - ما و هوس شاهد و می تا نفسی هست...

1

ما و هوس شاهد و می تا نفسی هست

کی خوش تر از این در همه عالم هوسی هست

2

ای خواجه بهش باش که با آن لب می نوش

گر باده به اندازه ننوشی عسسی هست

3

گر مرد رهی با خبر از ناله دل باش

زیرا که به هر قافله بانگ جرسی هست

4

یا قافله سالار ره کعبه ندانست

یا آن که به صحرای طلب بار بسی هست

5

تنها نه همین اسب من اول قدم افتاد

کافتاده در این بادیه هر سو فرسی هست

6

خواهی که دلت نشکند از سنگ مکافات

مشکن دل کس را که در این خانه کسی هست

7

از دیده دل سوختگان چهره مپوشان

ای آینه هش دار که صاحب نفسی هست

8

تا داد مرا از تو ستمگر نگرفتند

کس هیچ ندانست که فریادرسی هست

9

مرغ دلم از باغ به تنگ است فروغی

تا حلقه دامی و شکاف قفسی هست

متن شعر کپی شد.