کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۱ - تا بر اطراف رخت جعد چلیپایی هست...

1

تا بر اطراف رخت جعد چلیپایی هست

هر طرف پای نهی سلسله در پایی هست

2

قتل عشاق تو خالی ز تماشایی نیست

وه که از هر طرفت طرفه تماشایی هست

3

بعد کشتن تن صد چاک مرا باید سوخت

که هنوز از تو به دل باز تمنایی هست

4

دی پی تجربه از کوی تو بیرون رفتم

به گمانی که مرا از تو شکیبایی هست

5

جان شیرین ز غم عشق به تلخی دارم

به امیدی که تو را لعل شکرخایی هست

6

لب جان بخش تو گر بوسه به جان بفروشد

من سودا زده را هم سر سودایی هست

7

واعظ از سایه طوبی سخنی می گوید

غیر قد تو مگر عالم بالایی هست

8

من و سودای تو تا دامن صحرا برجاست

من و اندوه تو تا عشق غم افزایی هست

9

ای که بی جرم خوری خون فروغی هر روز

هیچ گویا خبرت نیست که فردایی هست

متن شعر کپی شد.