کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۶ - پیشتر زآن که مهی جلوه در این محفل داشت...

1

پیشتر زآن که مهی جلوه در این محفل داشت

مهره مهر تو در حقه دل منزل داشت

2

من همین از نظر افتاده چشمت بودم

ور نه صد مساله با مردم صاحب دل داشت

3

دوش با سرو حدیث غم خود می گفتم

کاو هم از قد تو خون در دل و پا در گل داشت

4

خون بهای دلم از چشم تو نتوانم خواست

که به یک غمزه دو صد غرقه به خون بسمل داشت

5

هر تنی در طلبت لایق جان دادن نیست

نیک بخت آن که تن پاک و دل قابل داشت

6

خال هندوی تو بر آتش عارض شب و روز

پی احضار دل سوختگان فلفل داشت

7

در ره عشق مرا حسرت مقتولی کشت

که نگاهی گه کشتن به رخ قاتل داشت

8

ساخت فارغ ز غم رفته و آینده مرا

وه که ساقی خبر از ماضی و مستقبل داشت

9

با همه ناخوشی عشق فروغی خوش بود

شادکام آن که غم روی ترا حاصل داشت

متن شعر کپی شد.