کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۴ - هر جا سخنی از آن دهان رفت...

1

هر جا سخنی از آن دهان رفت

کیفیت باده از میان رفت

2

خوش آن که به دور چشم ساقی

سر مست و خراب از این جهان رفت

3

بی مغبچگان نمی توان زیست

وز دیر مغان نمی توان رفت

4

با جلوه آن مه جهان تاب

آرایش ماه آسمان رفت

5

بر دست نیامد آستینش

اما سر ما بر آستان رفت

6

تا ابرویش از کمین برآمد

بس دل که ز دست از آن کمان رفت

7

من مینو و حور خود نخواهم

تن را چه کنم کنون که جان رفت

8

از دست تو ای جوان زیبا

هم پیر ز دست و هم جوان رفت

9

من با تو به هر زمین نشستم

تا دیده به هم زدم زمان رفت

10

از کوی تو عاقبت فروغی

روزی دو برای امتحان رفت

متن شعر کپی شد.