کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۴ - تا پرده ز صورتش برافتاد...

1

تا پرده ز صورتش برافتاد

آتش به سرای آذر افتاد

2

صبر از دل من مخواه در عشق

کشتی نرود چو لنگر افتاد

3

خط سر زد از آن لبان شیرین

طوطی به میان لشکر افتاد

4

بیرون نرود به هیچ دستان

سری که ز عشق بر سر افتاد

5

ما را به سر از محبت دوست

هر لحظه هوای دیگر افتاد

6

مردیم ز درد شام هجران

دیدار به صبح محشر افتاد

7

از خال و خط تو آتش رشک

در طبله مشک و عنبر افتاد

8

مژگان تو دید تا فروغی

کار دل او به خنجر افتاد

متن شعر کپی شد.