کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۵ - دل در اندیشه آن زلف گره گیر افتاد...

1

دل در اندیشه آن زلف گره گیر افتاد

عاقلان مژده که دیوانه به زنجیر افتاد

2

خواجه هی منع من از باده پرستی تا کی

چه کند بنده که در پنجه تقدیر افتاد

3

دامنش را ز پی شکوه گرفتم روزی

که زبان از سخن و نطق ز تقریر افتاد

4

گفتم از مساله عشق نویسم شرحی

هم ز کف نامه و هم خامه ز تحریر افتاد

5

دلبر آمد پی تعمیر دل ویرانم

لیکن آن وقت که این خانه ز تعمیر افتاد

6

نامی از جلوه خورشید جهان آرا نیست

گوییا پرده از آن حسن جهان گیر افتاد

7

پری از شرم تو از چشم بشر پنهان شد

قمر از رشک تو از بام فلک زیر افتاد

8

دل ز گیسوی تو بگسست و به ابرو پیوست

کار زنجیری عشق تو به شمشیر افتاد

9

بس که بر ناله دل گوش ندادی آخر

هم دل از ناله و هم ناله ز تاثیر افتاد

10

گفت زودت کشم آن شوخ فروغی و نکشت

تا چه کردم که چنین کار به تاخیر افتاد

متن شعر کپی شد.