کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۶ - فریاد که رفت خونم از یاد...

1

فریاد که رفت خونم از یاد

چون دیده به روی قاتل افتاد

2

فرزند بشر بدین روش نیست

حوری بچه ای تو یا پریزاد

3

آتش به درون من کسی زد

کز خانه تو را برون فرستاد

4

تا طره پرشکن گشادی

عشقم گرهی ز کار نگشاد

5

تا دانه خال تو برآید

بس خرمن جان من که رفت برباد

6

بر بست به راستی میان را

در بندگی تو سرو آزاد

7

عشق تو حریف سخت پیمان

عهد تو بنای سست بنیاد

8

سر رشته کین ندادی از دست

ویرانه دل نکردی آباد

9

من بودم و ناله فروغی

آن هم اثری نکرد فریاد

متن شعر کپی شد.