کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۸ - بر دوش تو تا زلف زره پوش تو افتاد...

1

بر دوش تو تا زلف زره پوش تو افتاد

بار دل عالم همه بر دوش تو افتاد

2

تار سر زلفت ز گران باری دل ها

صد بار سراسیمه در آغوش تو افتاد

3

یک سلسله دیوانه آن حلقه زلفند

کز بهر چه بر طرف بناگوش تو افتاد

4

آن دل که نبوده ست کسی جز تو به یادش

فریاد که یک باره فراموش تو افتاد

5

آسوده حریفی که ز مینای محبت

تا روز جزا می زد و مدهوش تو افتاد

6

تا شام قیامت نکشد منت خورشید

هر دیده که بر صبح بناگوش تو افتاد

7

آن نقطه که پیرایه پرگار وجود است

خالی است که بر کنج لب نوش تو افتاد

8

از چشم ترم جوش زند خون دمادم

تا در جگرم خار جگرجوش تو افتاد

9

یک باره نظر بست ز سرچشمه کوثر

هر چشم که بر لعل قدح نوش تو افتاد

10

خون می چکد از گلبن اشعار فروغی

تا در طلب غنچه خاموش تو افتاد

متن شعر کپی شد.