کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۹ - در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد...

1

در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد

بس دل که از این سلسله در پای تو افتاد

2

تنها نه من افتاده سر پنجه عشقم

بس تن که ز بازوی توانای تو افتاد

3

هرگز نشود مشتری یوسف مصری

شوریده سری کز پی سودای تو افتاد

4

در دیده عشاق نه کم ز آب حیات است

خاکی که بر آن سایه بالای تو افتاد

5

آسوده شد از شورش صحرای قیامت

هر چشم که بر قامت رعنای تو افتاد

6

آگاه شد از معنی حیرانی عشاق

هر دیده که بر صورت زیبای تو افتاد

7

هر دل که خبردار شد از عیش دو عالم

در فکر خریداری غم های تو افتاد

8

از دامن شیرین دهنان دست کشیدم

تا بر سر من شور تمنای تو افتاد

9

خورشید فتاد از نظر پاک فروغی

تا پرده ز رخسار دلا رای تو افتاد

متن شعر کپی شد.