کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۱ - نظر ز روی تو صاحب نظر نمی بندد...

1

نظر ز روی تو صاحب نظر نمی بندد

که هیچ کس به چنین روی در نمی بندد

2

دلم ز صورت خوب تو پی به معنی برد

که چرخ نقشی ازین خوب تر نمی بندد

3

زمانه زان لب شیرین اگر خبر گردد

به راستی کمر نیشکر نمی بندد

4

به خاک کوی تو شب نیست کاب دیده من

ره گذرگه باد سحر نمی بندد

5

ز قامت تو چنان پایمال شد طوبی

که تا به روز قیامت کمر نمی بندد

6

کبوتران حرم را به جز تو کافرکیش

پس از هلاک کسی بال و پر نمی بندد

7

جز آن پسر که منش دوست چون پدر دارم

کسی میان پی قتل پدر نمی بندد

8

وفا نمودم و پاداش آن جفا دیدم

که گفت نخل محبت ثمر نمی بندد

9

هزار بار به خون گر کشی فروغی را

ز آستان تو بار سفر نمی بندد

متن شعر کپی شد.