کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۷ - دلا بسوز که سوز تو کارها بکند...

1

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

2

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش

که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

3

ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند

هر آن که خدمت جام جهان نما بکند

4

طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک

چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

5

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار

که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند

6

ز بخت خفته ملولم بود که بیداری

به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند

7

بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد

مگر دلالت این دولتش صبا بکند

متن شعر کپی شد.