کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۶ - کسی ز فتنه آخر زمان خبر دارد...

1

کسی ز فتنه آخر زمان خبر دارد

که زلف و کاکل و چشم تو در نظر دارد

2

نه دیده از رخ خوب تو می توان برداشت

نه آه سوختگان در دلت اثر دارد

3

نه دل از طره خم برخمت توان برکند

نه شام تیره هجران ز پی سحر دارد

4

ز سحر نرگس جادوی تو عیانم شد

که فتنه های نهانی به زیر سر دارد

5

هزار نشه فزون دیده ام ز هر چشمی

ولی نگاه تو کیفیت دگر دارد

6

ز ابروان تو پیوسته می تپد دل من

که از مژه به کمان تیر کارگر دارد

7

حدیث سوختگانت به لاله باید گفت

کز آتش ستمت داغ بر جگر دارد

8

سری به عالم عشقت قدم تواند زد

که پیش تیغ بلا سینه را سپر دارد

9

برغم غیر مکش دم به دم فروغی را

که مهرت از همه آفاق بیشتر دارد

متن شعر کپی شد.