کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۶ - غلام آن نظربازم که خاطر با یکی دارد...

1

غلام آن نظربازم که خاطر با یکی دارد

نه مملوکی که هر ساعت نظر با مالکی دارد

2

مسلم نیست عمر جاودان الا وجودی را

که از زلف رسای او به کف مستمسکی دارد

3

حدیث بردباری را بپرس از عاشق صادق

که بر دل حسرت بسیار و طاقت اندکی دارد

4

دم از دانش مزن با دانه خال نکورویان

که از هر حلقه دام عشق مرغ زیرکی دارد

5

به حرمت بوسه باید داد خاک صید گاهی را

که صیادش هزاران بسمل از هر ناوکی دارد

6

فقیه و چشمه کوثر، من و لعل لب ساقی

به قدر خویشتن هر کس که بینی مدرکی دارد

7

هوای دل عنانم می کشد هر دم نمی دانی

که از هر گوشه صید افکن سوار خانگی دارد

8

یقین شد جان سپاریهای من بر خویش این گونه

هنوز آن صورت زیبا در این معنی شکی دارد

9

فروغی را بجز مردن علاجی نیست دور از او

که داغ اندرون سوزی و درد مهلکی دارد

متن شعر کپی شد.