کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۹ - دل نام سر زلف ترا مشک ختا کرد...

1

دل نام سر زلف ترا مشک ختا کرد

الحق که در این نکته غلط رفت و خطا کرد

2

مژگان تو دل را هدف تیر ستم ساخت

ابروی تو جان را سپر تیغ بلا کرد

3

هر نکته که آن تنگ شکر گفت، نکو گفت

هر جلوه که آن رشک قمر کرد، به جا کرد

4

ترکان خطایی روش مهر ندانند

نتوان ز خطازاده تمنای وفا کرد

5

در مجلس غیر آن بت بی شرم و حیا را

دیدم که چها خورد و چها برد و چها کرد

6

صد جان گران مایه گرفت از لب جانان

یک جان به سر راه طلب هر که فدا کرد

7

گر بر سر ما دست فلک تیغ ببارد

ما را نتوان زان مه بی مهر جدا کرد

8

خود را همه حال فراموش نمودم

تا پیر مغان آگهم از سر خدا کرد

9

یک خاطر آشفته نشد جمع فروغی

تا باد صبا شانه بر آن زلف دوتا کرد

متن شعر کپی شد.