کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۷ - ای بنده بالای تو زرین کمری چند...

1

ای بنده بالای تو زرین کمری چند

منت کش خاک قدمت تاجوری چند

2

سر منزل عشاق تو جا نیست که آن جا

بالای هم افتاده تنی چند و سری چند

3

هم از سر عشاق و هم از سینه مشتاق

عشق از پی شمشیر تو دارد سپری چند

4

بر روی کسی بخت گشاید در دولت

کو منظر زیبای تو بیند نظری چند

5

مست آمدم از میکده عشق تو بیرون

تا واقف از این نکته شود بی خبری چند

6

تا بر غم روی تو گشادم در دل را

بر روی من از عیش گشادند دری چند

7

فریاد که شد از دل سنگین تو نومید

آهی که در آن بود امید اثری چند

8

یا تلخ مکن کام من از زهر تغافل

یا آن که بیار از لب شیرین شکری چند

9

اکنون که تر و خشک جهان قسمت برق است

آن به که فراهم نکنی خشک و تری چند

10

بیداد بتان خون مرا ریخت فروغی

افغان که شدم کشته بیدادگری چند

متن شعر کپی شد.