غزل · فروغی بسطامی
غزل شماره ۲۱۹ - ای به دل ها زده مژگان تو پیکانی چند...
1
ای به دل ها زده مژگان تو پیکانی چند
منت ناوک دل دوز تو بر جانی چند
2
گوشه چاک گریبانت اگر بگشایی
بشکنی رونق بازار گلستانی چند
3
تا بریدند بر اندام تو پیراهن ناز
بر دریدند ز هر گوشه گریبانی چند
4
جمع کن سلسله زلف پریشانت را
تا مگر جمع کنی حال پریشانی چند
5
یوسف دل که شد از چاه زنخدانت خلاص
از خم زلف تو افتاد به زندانی چند
6
تنگ شد جای ز بسیاری مرغان قفس
بودی ای کاش مرا قوت افغانی چند
7
ناصحا منع فروغی ز محبت تا کی
گو به آن مه نکند عشوه پنهانی چند