کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۷ - گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند...

1

گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند

حاشا که مشتری سر مویی زیان کند

2

چون از کرشمه دست به تیر و کمان کند

کاش استخوان سینه ما را نشان کند

3

در دست هر کسی نفتد آستین بخت

الا سری که سجده آن آستان کند

4

گر عقل خواند از قد او خط ایمنی

اول علاج فتنه آخر زمان کند

5

گر عشقم آشکار شد، انکار من مکن

کاتش به پنبه کس نتواند نهان کند

6

من پیر سالخورده ام او طفل سالخورد

چندان مجال کو که مرا امتحان کند

7

گاهی ز می خرابم و گاهی ز نی کباب

کو حالتی که فارغم از این و آن کند

8

تنگ شکر شود همه کام و دهان من

چون دل خیال آن بت شیرین دهان کند

9

سیمرغ کوه قاف حقیقت کنون منم

کو عارفی که قول مرا ترجمان کند

10

باید رضا به حکم قضا بود و دم نزد

مرد خدا چسان گله از آسمان کند

11

طوطی ز شرم نطق فروغی شود خموش

هر گه بیان از آن لب شکرفشان کند

متن شعر کپی شد.