غزل · حافظ
غزل شماره ۱۹۷ - شاهدان گر دلبری زین سان کنند...
1
شاهدان گر دلبری زین سان کنند
زاهدان را رخنه در ایمان کنند
2
هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد
گلرخانش دیده نرگسدان کنند
3
ای جوان سروقد گویی ببر
پیش از آن کز قامتت چوگان کنند
4
عاشقان را بر سر خود حکم نیست
هر چه فرمان تو باشد آن کنند
5
پیش چشمم کمتر است از قطره ای
این حکایت ها که از طوفان کنند
6
یار ما چون گیرد آغاز سماع
قدسیان بر عرش دست افشان کنند
7
مردم چشمم به خون آغشته شد
در کجا این ظلم بر انسان کنند
8
خوش برآ با غصه ای دل کاهل راز
عیش خوش در بوته هجران کنند
9
سر مکش حافظ ز آه نیم شب
تا چو صبحت آینه رخشان کنند