کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۸ - گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند...

1

گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند

گفتا به چشم هر چه تو گویی چنان کنند

2

گفتم خراج مصر طلب می کند لبت

گفتا در این معامله کمتر زیان کنند

3

گفتم به نقطه دهنت خود که برد راه

گفت این حکایتیست که با نکته دان کنند

4

گفتم صنم پرست مشو با صمد نشین

گفتا به کوی عشق هم این و هم آن کنند

5

گفتم هوای میکده غم می برد ز دل

گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند

6

گفتم شراب و خرقه نه آیین مذهب است

گفت این عمل به مذهب پیر مغان کنند

7

گفتم ز لعل نوش لبان پیر را چه سود

گفتا به بوسه شکرینش جوان کنند

8

گفتم که خواجه کی به سر حجله می رود

گفت آن زمان که مشتری و مه قران کنند

9

گفتم دعای دولت او ورد حافظ است

گفت این دعا ملایک هفت آسمان کنند

متن شعر کپی شد.