کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۳ - چو باد بر شکند چین زلف غالیه بارش...

1

چو باد بر شکند چین زلف غالیه بارش

قند ز هر شکنی صدهزار دل به کنارش

2

چه عشوه ها که خریدم ز چشم عشوه فروشش

چه باده ها که کشیدم ز لعل باده گسارش

3

مرا به صیدگهی می کشد کمند محبت

که خون شیر خورند آهوان شیر شکارش

4

اگر به داد جان ممکن است دیدن جانان

ز پرده گو به در آید که جان کنم به نثارش

5

چگونه سرو روانی به فکر خون من افتد

که ریخت خون جهانی به خاک راه گذارش

6

دلی که می رود اندر قفای سلسله مویان

نه می کشند به خونش نه می دهند قرارش

7

کسی که سلسله می سازد از برای مجانین

خبر هنوز ندارد ز موی سلسله دارش

8

کجا رواست که یک جا رود به دامن گل چین

گلی که بلبل مسکین کشید زحمت خارش

9

کنون وجود فروغی به هیچ کار نیاید

که باز داشته سودای عشق از همه کارش

متن شعر کپی شد.