کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۲ - تا دهان او لبالب شد ز نوش...

1

تا دهان او لبالب شد ز نوش

غنچه را در پوست خون آمد به جوش

2

بزم او بهتر ز گلگشت بهشت

نام او خوش تر ز الهام سروش

3

با غمش تا طاقتی داری بساز

در پی اش تا ممکنت باشد بکوش

4

صید قید او نمی یابد خلاص

مست جام او نمی آید به هوش

5

با چنان صورت چسان بندم نظر

با چنین آتش چسان مانم خموش

6

می خرم خار جفایش را به جان

می کشم بار گرانش را به دوش

7

ما و گل زاری که از نیرنگ عشق

گل بود خاموش و بلبل در خروش

8

تا پیامش بشنوی از هر لبی

پنبه غفلت برون آور ز گوش

9

رهزن آدم شد آن خال سیاه

آه از این گندم نمای جوفروش

10

دوش در خوابش فروغی دیده ایم

تا قیامت سرخوشیم از خواب دوش

متن شعر کپی شد.