کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۰ - در عالم عشق تو نه کفر است و نه اسلام...

1

در عالم عشق تو نه کفر است و نه اسلام

عشاق تو فارغ ز پرستیدن اصنام

2

آن جا که جمال تو نه تغییر و نه تبدیل

وان جا که وجود تو نه آغاز و نه انجام

3

در مژده گذر کن که دمی در بدنش روح

بر زنده نظر کن که بری از دلش آرام

4

سرمایه آمالی و بخشنده احوال

دیباچه ارواحی و شیرازه اجسام

5

هم قبله عشاقی و هم کعبه مشتاق

هم شورش آفاقی و هم فتنه ایام

6

دل های مجرد همه در چنبر آن زلف

مرغان بهشتی همه در حلقه آن دام

7

یک میکده می خوردم از آن لعل می آلود

یک باغچه گل چیدم از آن عارض گلفام

8

ما را نه غم طعن و نه اندیشه ناموس

مستان تو آسوده هم از ننگ و هم از نام

9

تا زیب بناگوش تو شد طره مشکین

هرگز خبرم نیست نه از صبح و نه از شام

10

هیچ از لب و چشم تو قناعت نتوان کرد

یارب چه نهادند در این شکر و بادام

11

بگذار ببوسد لب نوش تو فروغی

زان پیش که جان را بنهد بر سر این کام

متن شعر کپی شد.