کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۲۳ - ساقی نداده ساغر چندان نموده مستم...

1

ساقی نداده ساغر چندان نموده مستم

کز خود خبر ندارم در عالمی که هستم

2

از بس قدح کشیدم در کوی می فروشان

هم جامه را دریدم، هم شیشه را شکستم

3

خورشید عارض او چون ذره برده تابم

بالای سرکش او چون سایه کرده پستم

4

کام دلم تو بودی هر سو که می دویدم

سر منزلم تو بودی هر جا که می نشستم

5

تیغش جدا نسازد دستی که با تو دادم

مرگش ز هم نبرد عهدی که با تو بستم

6

کیفیت جنون را از من توان شنیدن

کز عشق آن پری رو زنجیرها گسستم

7

ترسم کز این لطافت کان نازنین صنم راست

گرد صمد نگردد نفس صنم پرستم

8

سنگین دلی که کرده ست رنگین به خون من دست

فریاد اگر به محشر دامن کشد ز دستم

9

از هر طرف دویدم همچون صبا فروغی

لیکن به هیچ حیلت از بند او نجستم

متن شعر کپی شد.