کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۳ - سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود...

1

سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود

رونق میکده از درس و دعای ما بود

2

نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستان

هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود

3

دفتر دانش ما جمله بشویید به می

که فلک دیدم و در قصد دل دانا بود

4

از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل

کاین کسی گفت که در علم نظر بینا بود

5

دل چو پرگار به هر سو دورانی می کرد

و اندر آن دایره سرگشته پابرجا بود

6

مطرب از درد محبت عملی می پرداخت

که حکیمان جهان را مژه خون پالا بود

7

می شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوی

بر سرم سایه آن سرو سهی بالا بود

8

پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان

رخصت خبث نداد ار نه حکایت ها بود

9

قلب اندوده حافظ بر او خرج نشد

کاین معامل به همه عیب نهان بینا بود

متن شعر کپی شد.