غزل · فروغی بسطامی
غزل شماره ۳۲۶ - تا شدم صید تو آسوده ز هر صیادم...
1
تا شدم صید تو آسوده ز هر صیادم
وای بر من گر ازین قید کنی آزادم
2
نازها کردی و از عجز کشیدم نازت
عجزها کردم و از عجب ندادی دادم
3
چون مرا می کشی از کشتنم انکار مکن
که من از بهر همین کار ز مادر زادم
4
تو قوی پنجه شکارافکن و من صید ضعیف
ترسم از ضعف به گوشت نرسد فریادم
5
آب چشمم مگر از خاک درت چاره شود
ورنه این سیل پیاپی بکند بنیادم
6
گاهی از جلوه لیلی روشی مجنونم
گاهی از خنده شیرین منشی فرهادم
7
جاودان نیست فروغی غم و شادی جهان
شکر زان گویم اگر شاد و گر ناشادم