کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳۵ - یک باره گر از سبحه در انکار نبودم...

1

یک باره گر از سبحه در انکار نبودم

از زلف بتان صاحب زنار نبودم

2

تا رطل گران از کف ساقی نگرفتم

سرمست و سبک روح و سبک بار نبودم

3

روزی ز قضا قسمت من خون جگر بود

کز صومعه در خانه خمار نبودم

4

بر مست غم دور فلک دست ندارد

ای کاش در این غمکده هشیار نبودم

5

سرمایه سودا اگر این زلف نبودی

سودازده در هر سر بازار نبودم

6

وقتی که شدم با خبر از سر دهانش

از هستی خود هیچ خبردار نبودم

7

در خواب نیاید گرم آن ماه، عجب نیست

کاندر خور این دولت بیدار نبودم

8

از روی تو کی شد که بر آتش ننشستم

وز نور تو کی بود که در نار نبودم

9

می رفت فروغی ز سر کویت و می گفت

کز دست دل ای کاش چنین زار نبودم

متن شعر کپی شد.