کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۹ - هر کجا دم زدم از چشم بت کشمیرم...

1

هر کجا دم زدم از چشم بت کشمیرم

خون مردم همه گردید گریبان گیرم

2

گنج ها جسته ام از فیض خرابی ای کاش

آن که کرده ست خرابم، بکند تعمیرم

3

اگر آبم نزنی آتش خرمن سوزم

ور خموشم نکنی شعله عالم گیرم

4

از سر کوی جنون نعره زنان می آیم

کو سر زلف تو آماده کند زنجیرم

5

بخت برگشته من بین که به میدان امید

خم ابروی تو ننواخت به یک شمشیرم

6

نرم خواهم دل سنگین تو را تا چه کند

گریه با اثر و ناله بی تاثیرم

7

گر به عشق تو کنم دعوی دل سوختگی

می توان سوز مرا یافتن از تقریرم

8

چون مرا می کشی از چره برانداز نقاب

تا خلایق همه دانند که بی تقصیرم

9

دوش با زلف بلند تو فروغی می گفت

دگری را به کمند آر که من نخجیرم

متن شعر کپی شد.