غزل · فروغی بسطامی
غزل شماره ۳۸۴ - تا لب می پرست او داد شراب مستیم...
1
تا لب می پرست او داد شراب مستیم
مفتی شهر می خورد حسرت می پرستیم
2
کاش به کوی نیستی خاک شوم که آن پری
چهره نشان نمی دهد تا به حجاب هستیم
3
دست امیدم ار شبی بر سر زلف او رسد
طعنه بر آسمان زند فر دراز دستیم
4
زنده جاودانیم تا حرکات عشق شد
آلت زندگانیم، علت تندرستیم
5
بر سر هر گذار او خاک شدم فروغیا
تا فلک بلند سر خاک شود ز پستیم