کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۹۶ - گشت فراق و وصل تو مرگ و بقای عاشقان...

1

گشت فراق و وصل تو مرگ و بقای عاشقان

کشتی و زنده ساختی ای تو خدای عاشقان

2

برده ای از تبسمی نقد بقای اهل دل

کرده ای از تغافلی قصد فنای عاشقان

3

تا لب خود گشوده ای مستی ما فزوده ای

ای لب باده نوش تو نشاه فزای عاشقان

4

با همه لاف زیرکی، بی خبرم ز خویشتن

تا شده چشم مست تو هوش ربای عاشقان

5

کارم اگر گره خورد، غم نخورم چرا که شد

زلف گره گشای تو کارگشای عاشقان

6

دل ز بلای عاشقی یافت ره نجات را

ای تو نجات اهل دل وی تو بلای عاشقان

7

وقت نماز چون رود روی تو در حضور دل

کز خم ابروان شدی قبله نمای عاشقان

8

ز ابروی چون کمان تو خون دلی روان نشد

تا نرسیده بر نشان تیر دعای عاشقان

9

هر نفس از جدایی ات می رسدم عقوبتی

ای شب انتظار تو روز جزای عاشقان

10

سینه شرحه شرحه ام شرح دهد فروغیا

جور و جفای مهوشان مهر و وفای عاشقان

متن شعر کپی شد.