کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۱۳ - با رقیب آمدی به محفل من...

1

با رقیب آمدی به محفل من

برق غیرت زدی به حاصل من

2

جان به آسانی از غمت دادم

وز تو آسان نگشت مشکل من

3

جانم از تن سفر نمی کردی

گر نمی رفتی از مقابل من

4

کینم انداختند در دل تو

مهرت آمیخت در دل من

5

تشنه آب زندگی بودم

خاک می خانه گشت منزل من

6

شوق زخم دگر به جان دارد

دل مجروح نیم بسمل من

7

خنجری زد به سینه ام قاتل

که فزون ساخت حسرت دل من

8

قابل تیغ او شدم آخر

کار خود کرد بخت مقبل من

9

می دهد جان فروغی از سر شوق

هر که بیند جمال قاتل من

متن شعر کپی شد.