کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۲ - یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود...

1

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود

و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود

2

از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب

رجعتی می خواستم لیکن طلاق افتاده بود

3

در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر

عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود

4

ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق

هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود

5

ای معبر مژده ای فرما که دوشم آفتاب

در شکرخواب صبوحی هم وثاق افتاده بود

6

نقش می بستم که گیرم گوشه ای زان چشم مست

طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود

7

گر نکردی نصرت دین شاه یحیی از کرم

کار ملک و دین ز نظم و اتساق افتاده بود

8

حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می نوشت

طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود

متن شعر کپی شد.