کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۳ - گوهر مخزن اسرار همان است که بود...

1

گوهر مخزن اسرار همان است که بود

حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود

2

عاشقان زمره ارباب امانت باشند

لاجرم چشم گهربار همان است که بود

3

از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح

بوی زلف تو همان مونس جان است که بود

4

طالب لعل و گهر نیست وگرنه خورشید

همچنان در عمل معدن و کان است که بود

5

کشته غمزه خود را به زیارت دریاب

زان که بیچاره همان دل نگران است که بود

6

رنگ خون دل ما را که نهان می داری

همچنان در لب لعل تو عیان است که بود

7

زلف هندوی تو گفتم که دگر ره نزند

سال ها رفت و بدان سیرت و سان است که بود

8

حافظا بازنما قصه خونابه چشم

که بر این چشمه همان آب روان است که بود

متن شعر کپی شد.